ارزش زمان در فرهنگ های مختلف جهان

ارزش زمان در فرهنگ های مختلف جهان

مجموعه : اخبار سینما ، فرهنگی و هنری
ارزش زمان در فرهنگ های مختلف جهان

ارزش زمان در فرهنگ های مختلف معنای متفاوتی دارد.

 

سال ها پیش برای یادگرفتن زبان نزد خانم دکتری می رفتم که در آلمان تحصیل کرده و بزرگ شده بود. خدابیامرز در استادی نظیر نداشت، اما از نظر من آداب معاشرتش لنگ می زد. اگر پنج دقیقه دیر می رسیدم، تا نیم ساعت سرسنگین رفتار می کرد، همیشه موقع خداحافظی می گفت: «اگر یک جلسه نخواستی بیایی، از روز قبلش کنسل کن، وگرنه مجبور می شوم نصف حق التدریس را با تو حساب کنم.»

یک روز که کار تدریس تمام شده بود، موقع خداحافظی صدای زنگ در آمد، استاد رفت و از آیفون جواب شخصی را که پشت در بود داد و عصبانی برگشت. وقتی علت عصبانیتش را جویا شدم ، گفت: «یکی از دوستان بود، بی خبر پاشده آمده این جا، من هم به او گفتم الان وقت ندارم، یک روز دیگر بیا، فقط قبلش باید به من خبر بدهی!»

بعد هم انگار شاخی را که از تعجب روی سرم در آمده بود، دیده باشد، ادامه داد: «این روش زندگی من است. من از اتاقم به آشپزخانه که می خواهم بروم، فکر می کنم دیگر چه چیزی باید بردارم که دوباره وقتم تلف رفت و آمد در این یک قدم راه نشود. اهمیتی نمی دهم اگر تمام افراد وقت نشناس و علاف از زندگی ام بیرون بروند. من برای دقیقه هایم برنامه ریزی دارم. شاید مردم مرا بی ادب یا حتی بی عقل بدانند، اما این فرهنگی است که در آن بزرگ شده ام.»

او به نکته ای اشاره کرد که آن موقع چیز زیادی از آن سر در نمی آوردم، مفهوم زمان، وقت و ارزش وقت و وقت شناسی که در کشورهای مختلف یکی از تفاوت های مهم فرهنگی است. اطلاع داشتن از این تفاوت ها می تواند پیش گیری خوبی از اشتباهات در سفر یا رو به رو شدن با افراد خارجی باشد.

در سرزمین ساعت، سوییس، قطارها واقعا مثل ساعت کار می کنند. اگر 30 ثانیه دیر برسید، جا مانده اید. حالا یک قدم بردارید و به آن طرف مرز بروید و آنجا جهان دیگری است.

ایتالبا دو جور برنامه حرکت ریلی دارد؛ یکی آن که روی بروشور نوشته و دیگری نوشته های قرمز است که هر حلظه در مانیتور توی ایستگاه عوض می شود. اولی تخیلی و دومی واقعیت است. کنار کلمه حرکت همیشه واژه «با تاخیر» (Ritardato) با رنگ قرمز خودنمایی می کند.

در ایران پروازها هم تقریبا همین گونه است. مثلا اولین پرواز صبح از تهران به اهواز ان شاءالله که به موقع انجام می شود، دومی پنج دقیقه تاخیر دارد، سومی 10 دقیقه و… به همین ترتیب پرواز ساعت 21 دست کم 45 دقیقه تا یک ساعت تاخیر را دارد.

اختلاف زمان یک طرف، اختلاف ارزش زمان را هم باید درنظر بگیرید. وقتی در سفر هستید، وقت آن ها شما را هدایت می کند و این روی همه چیز تاثیر می گذارد؛ سوار قطار یا اتوبوس شدن، خرید، غذا خوردن و قرار گذاشتن.

به جز نیویورک که همیشه زنده است، در اکثر شهرهای آمریکا اگر ساعت 22 به بعد به خیابان بروید، انگار خاک مرده ریخته اند و مردم راس ساعت 10 شب می خوابند. جمعه شب ها یک استثناست و رستوران ها ناپرهیزی می کنند و ساعت 22:30 تعطیل می شوند. اگر شنبه شب (که هم چنان شب تعطیلی است) ساعت 22 بخواهید شام بیرون بخورید، رستوران های خوب همگی بسته هستند.

از آن طرف در اسپانیا اگر برای شام خوردن ساعت هفت شب بروید رستوران، کارکنان در حال غذا خوردن با تعجب به شما نگاه می کنند. به جایش ساعت 9 شب را امتحان کنید، همان کاری که یک اسپانیایی می کند. در سوییس هرچه زودتر بهتر، مثلا ساعت شش بعدازظهر، بعد از ساعت 10 شب توریستی که دنبال غذای گرم بگردد، باید شکم گرسنه بر بالین بگذارد.

اما فرانسوی ها انگار در شکمشان یک ساعت کار گذاشته اند. ممکن است وسط گفت و گو صحبتتان را این گونه قطع کنن: «ناهار!» برای فرانسوی ها ساعت ناهارخوردن مقدس و طولانی است.

در کشورهای آمریکای لاتین و جنوب اروپا دقایق و ساعات آن چنان اهمیتی ندارند. در مکزیک مهمانی که برای شام دعوت شده اند، زودتر از ساعت 9 و 10 پیدایشان نمی شود. درحقیقت عقل حکم می کند برای مهمانی یک ساعت دیرتر برسید تا میزبانتان را بابت آماده نبودن شرمنده نکنید.

در ایران مهمانی شام ساعت مشخصی ندارد، یک مهمان ممکن است ساعت هفت و نیم بیاید و از ساعت هشت و نیم در انتظار شام به اجاق گازتان خیره شود، در حالی که مهمانان بعدی به ترتیب ساعت 9، 9.5 یا حتی 10 برسند و ترافیک را بهانه کنند. اما اگر زمانی از طرف یک آلمانی به شام دعوت شدید، حتما سعی کنید ساعت شش بعدازظهر خودتان را برسانید، چون آلمانی ها خیلی زود شام می خورند و اگر دیرتر از ساعت هفت برسید، به میزبانتان توهین کرده اید.

در بلژیک محال است امروز بتوانید به دوستی زنگ بزنید تا او را برای شام به خانه تان دعوت کنید و او جواب مثبت بدهد.این کار را باید حداقل از یک هفته قبل انجام می دادید. اروپایی ها تا سال بعد برنامه و رزرواسیون تمام سفرهایشان را انجام داده اند. حالا شما از الان از مادر و پدرتان بپرسید برای عید چه کاره اند؟ عمرا اگر جوابی داشته باشند.

در یونان زمان باید برنامه اش را با آدم ها هماهنگ کند. وقتی چند سال پیش در شهر آتن ماشین کرایه کرده بودم، هرچه تلاش کردم تخمین بزنم چه زمانی باید ماشین را برگردانم، به نتیجه ای نرسیدم. صدبار مصرانه و به روش های گوناگون از متصدی مربوط پرسیدم که چه ساعتی باید آن را پس بدهم؟ هربار تلاشم به این پاسخ می رسید: «هر ساعتی دوست دارید!» کمی پیش تر این متصدی با اشاره به مچ دست بی ساعتش آلمانی هایی را که برای گردش به آنجا آمده بودند، به خاطر دقت و وسواسی که روی زمان و سروقت بودن داشتند، مسخره می کرد.

چقدر زود دیر می شود!

«چقدر دیر» دیر محسوب می شود؟ این از فرهنگی به فرهنگ دیگر فرق می کند. در انگلیس و آمریکای شمالی می توان تا پنج دقیقه در یک قرار کاری تاخیر داشت، اما 15 دقیقه و مسلما 30 دقیقه قابل پذیری نیست، که البته در ایران و بعضی کشورهای عربی قابل پذیرش یا حتی معمول است. از سوی دیگر در انگلیس هیچ ایرادی ندارد اگر 15 یا 20 دقیقه دیرتر از موعد به مهمانی شام برسید، یک ایتالیایی ممکن است دو ساعت دیرتر برسد، یک اتیوپیایی از آن هم دیرتر، و یک مهمان اهل اندنزی هم که اصلا به خودش زحمت آمدن نمی دهد.

اگر کسی بخواهد به کنسرتی در مکزیک برود، باید بداند که برنامه حداقل 45 دقیقه دیرتر از موعد شروع می شود و البته اجراکنندگان موقع شروع هیچ پوزشی بابت تاخیر نخواهند طلبید. برای همین هیچ عجیب نیست که مدعوین نیم تا یک ساعت دیرتر از آن چه روی بلیتشان نوشته شده حضور به هم برسانند. هیچ کس هیچ اعتراضی هم ندارد.

در آفریقا یک مدیر به کارمندان اعلام می کنند که ساعت 9 صبح جلسه دارند. سرو کله افراد ساعت یک بعدازظهر پیدا می شود! اما اگر کسی ساعت دو بعدازظهر بیاید، با تذکر شدید بقیه مواجه می شود.

یک آلمانی که مدیر شرکتی بین المللی است، با تعجب شکایت می کرد، «ما قبلا می توانستیم ظرف یکی دو ساعت با بقیه به توافق برسیم، اما از وقتی سر و کله هندی ها، پاکستانی ها و چینی ها پیدا شده، جلساتمان ساعت ها به درازا می کشد، بدون این که حتی یک امضای ساده بتوانیم بگیریم. چرا این جوری است؟» آسیایی ها ترجیح می دهند با شرکای تجاری خود راحت باشند. اعتمادسازی برایشان مهم است که آن هم زمان می برد. آن ها می خواهند پایه ای بنا کنند تا براساس آن طرف مقابل را بشناسند. البته این مختص آسیایی ها نیست، بعضی اروپایی ها مانند فرانسوی ها نیز برای اعتمادسازی ارزش قائل می شوند، که این البته می تواند آلمان ها را به مرز جنون بکشاند.

شاید عقربه ها ایراد دارد؟

در نقاط مختلف جهان زمان با سرعت یک نواختی گذر نمی کند، اما چرا؟ برای توضیح این قضیه تئوری های فراوانی وجوددارد. آب و هوا، اقتصاد و فرهنگ نقش مهمی ایفا می کنند. انگار ضرباهنگ زندگی کندتر می شود. اگر از این زاویه به قضیه نگاه کنیم، تفاوت بین شمال اروپا با جنوبش منطقی به نظر می آید. کی حاضر است در گرمای 40 درجه شب تا صبح با عقربه ساعت مسابقه بدهد؟

این تفاوت در شهرهای مختلف ایران هم قابل مشاهده است. یادم است یک شب که به خوزستان سفر کرده بودم، وقتی برای خواب آماده شده بودم، ساعت11 شب تازه زنگ خانه به صدا درآمد. با تصور این که اتفاق ناگواری به وقوع پیوسته از تخت پایین پریدم و وارد اتاق پذیرایی که شدم، دیدم عموها و عمه ها با خوشحالی وارد خانه شده اند و مهمانی خانوادگی با دم کردن چای و آوردن میوه شروع شد. بعدها متوجه شدم که در شهری که مغازه ها به علت گرما از ظهر تا ساعت شش عصر تعطیل هستند، مردم برای کاسبی تا 10 شب مشغول می شوند و قاعدتا دور همی ها تازه بعد از آن شروع می شود.

برای ایرانی ها، پاکستانی ها، مردم خاور میانه، اسپانیایی ها و ایتالیایی ها هیچ عجیب نیست که 10 شب به هم زنگ بزنند.

حتما تقصیر فرهنگ هاست

ژاپنی ها خیلی درگیر زمان هستند. البته بیشتر اهل مدیریت زمان هستند و کمتر از آمریکایی ها عجله دارند. آمریکایی ها در آینده زندگی می کنند. زمان حال تنها یک گذرگاه برای رسیدن به آینده است، برای همین زندگی شان حول محور ساعتمی چرخد. این عشق به آینده حتی میان اروپایی ها هم دیده نمی شود. فرانسوی ها در حال زندگی می کنند و بریتانیایی ها هم در گذشته. برای پیروان آیین ذِن زمان مانند استخری پرل از آب است، نه گذشته ای، نه حالی و نه آینده ای، زمان می آید و می رود. در زبان سرخ پوستی معادلی برای کلمه زمان، دیر، تاخیر یا انتظار وجود ندارد. کشورهای عربی بیشتر به گذشته توجه دارند، روس ها حال محور هستند. در زبان اردو برای توصیف گذشته و آینده از یک کلمه استفاده می شود.

تکلیف ما روشن است. ما کلا در گذشته سیر می کنیم. به تاریخمان می بالیم، نوستالژی باز هستیم و اگر ازمان بپرسند در آینده چه خواهدشد، جوری نگاهشان می کنیم که از پرسش خود پشیمان شوند.

حالا چه عجله ای است؟

در انگلیس یا آمریکای شمالی جوری از صرف کردن و تلف کردن وقت حرف می زنند، انگار که پول صرف یا تلف می کنند. در این فرهنگ ها وقت و زمان غیرقابل انعطاف، بخش بندی شده، محدود و خطی است. وقت، کالا و زمان مادی محسوب می شوند. همان طور که نباید پول کسی را هدر داد، صحیح نیست که وقتشان را هم هدر بدهید. کشورهای ثروتمند سریع تر حرکت می کنند، کشورهای فقیر اما برای خودشان می چرخند. «در کشورهایی که فرصت های اقتصادی محدود است، آسان تر می توان از خیر یک ساعت کار به نفع تفریح گذشت.»

با همین استدلال می توان دریافت چرا به طور کلی (بدون درنظر گرفتن استثنائات) یک کارمند دولتی راحت تر از کسی که برای خودش کار می کند، می تواند وقت هدر دهد.

اما جالب ترین تئوری در مورد این که ما چقدر به زمان بها می دهیم، فرهنگ را مورد بررسی قرار می دهد. دو واژه «تک زمانی» (Monochronic) و «دو زمانی» (Polychronic) به خوبی این تفاوت فرهنگ ها را توجیه می کنند.

افراد تک زمانی معمولا معاشرت و ارتباط پایینی با بقیه دارند و زمان را تقسیم بندی می کنند و برای هر بسته زمانی فقط برای یک کار برنامه ریزی می کنند، اگر در یک زمان کارهای زیادی سرشان بریزد، مشوش می شوند، در طرف دیگر افراد چند زمانی معاشرتی هستند و در آن واحد کارهای متعددی را بدون برنامه ریزی انجام می دهند. در کشورهای اروپای شمالی و آمریکا که فرهنگ تک زمانی رواج دارد، افراد «وظیفه محور» هستند. کارها را به ترتیب درجه اهمیت دانه دانه انجام می دهند. برای همین سر وقت بودن حیاتی می شود، چون اگر یک کار با تاخیر انجام شود، ممکن است برنامه یک روز کامل به هم بریزد.

افراد در فرهنگ چندزمانی، که بر ملیت های اطرف مدیترانه، آفریقا و بعضی کشورهای آمریکای لاتین حاکم است، بیشتر «رابطه محور» هستند و زندگی شان بر محور مردم، روابط بین آدم ها و خانواده شان می چرخد. در این فرهنگ ها زمان انعطاف پذیر، آزاد، نامحدود و مدور است. در چنین دنیایی پیروی از برنامه کم اهمیت تر از معاشرت با دوستان و خانواده است. البته در هر ملیتی آدم های تک زمانی و دو زمانی هر دو وجود دارند، اما نوع فرهنگ است که تعادل کلی را ایجاد می کند.

یکی می گفت مکزیکی ها روزشان را با نیت نیک شروع می کنند، سعی می کنند که سر وقت و خوش قول باشند، اما چون دوست و آشناها را می بینند، یک سلام خشک و خالی جواب نمی دهد و این جوری می شود که دقایق را یکی پس از دیگری از دست می دهند.

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه