خشونت های کلامی را جدی بگیرید/خشونت کلامی چیست؟


خشونت های کلامی را جدی بگیرید/خشونت کلامی چیست؟ - تصویر 1

«بی مصرف»، «احمق»، «بی ارزش»، «آدم علاف»، «همه روز برای شما مفت خورها زحمت می کشم»! آیا جملاتی نظیر این نوع هتاکی ها را از زبان همسرتان شنیده اید؟ شاید همسرتان روز بدی را گذرانده باشد و یا از کاری که انجام داده اید ناراحت و عصبانی شده باشد اما به جای اینکه یک گفتگوی عقلانی و منطقی داشته باشد به خودش اجازه بدهد جملاتی را برای بیان ناراحتی یا خشمش بیان کند که شایسته هیچ انسانی نیست. اگر همسرتان در حالت عادی انسانی خوشرو و خوش بیان باشد و به شما ابراز علاقه کند وقتی در چنین موقعیت هایی به شما هتاکی می کند بسیار متعجب می شوید و احتمالاً به احساس خوب همیشگی تان نسبت به او شک می کنید. ویژگی های خوب او این رفتارهای غیرمعقولی را غیرقابل باور نشان می دهد و مسلماً از ظرفیت درک هرکسی خارج است که چرا او باید ناراحتی اش را اینگونه ابراز کند.

 

 

خشونت کلامی چیست؟

 

آزار زبانی احساسات گستاخانه شخص برای کنترل و تحقیر فرد مقابل است. آنچه که تحمل آزار زبانی و هتاکی را سخت می کند توصیفات بی رحمانه ای است که نوع زندگی، نوع فکر و احساسات و نیازهای فرد مقابل را مورد هجوم قرار می دهد.

بسیاری از کسانی که هتاکی می کنند و آنهایی که مورد آزار قرار می گیرند اصلاً معنای آزار زبانی را نمی دانند. معمولاً قربانیان این نوع خشونت چنین رفتاری را نادیده می گیرند آن را نادیده می گیرند و تنها زمانی که بددهانی ها با خشونت های جسمی شدید همراه شود نسبت به آن واکنش نشان می دهند. شاید اگر آنها می دانستند که خشونت های کلامی بسیار بدتر از خشونت های جسمی هستند و حقارت های پنهان آن را درک می کردند در برابر این نوع اهانت ها واکنش نشان می دادند و دنبال راه حلی برای مشکلاتشان می بودند.

 

خشونت های کلامی به سادگی قابل شناخت نیستند. اگر کسی شما را کتک بزند و به جسم تان آسیب بزند می پذیرید که مورد آزار جسمی قرار گرفته اید. اما شاید ندانید که به کار بردن بعضی از الفاظ در پوشش «شوخی کردم» و «یا می خواستم سربه سرت بگذارم» ممکن است نوعی خشونت باشد و نسبت به آن حساسیت کمتری داشته باشید.

 


خشونت های کلامی را بشناسید

 

بسیاری از لقب های جنسیتی یا توهین آمیزی که فردی به دیگری نسبت بدهد نمونه بارز خشونت کلامی است. این نوع صفت های کلامی تحقیرآمیز به مرور زمان فرد را شایسته آن توصیفات نشان می دهد و اعتماد به نفس و شخصیت را از انسان می گیرد.

کسی که خشونت کلامی دارد معمولاً بعد از هتاکی هایش طوری رفتار می کند که گویا اصلاً اتفاقی نیفتاده است و همه چیز مثل سابق است. این رفتار بخشی از نقشه است. زیرا معمولاً فرد قربانی ب��د از دیدن چنین رفتاری تصور می کند آنچه به او گفته شده نه از روی عمد بلکه از روی بی توجهی و یا بدون قصد قبلی بیان شده است. فرض کنید همسرتان به شما بگوید «چاقالو» یا «خوابالو» و یا هر صفت تحقیرآمیز دیگری را به شما نسبت بدهد. با اینکه شما در همان لحظه جا خورده اید و توقع شنیدن چنین حرفی را نداشته اید، اما او طوری رفتار کند که گویا اسمتان را صدا زده و هیچ حرف زشتی نزده است، در این حالت شما ممکن است حرف او را جدی نگیرید و با خودتان بگویید «منظوری نداشته و یا از روی عمد حرفی نزده». این دقیقاً همان چیزی است که همسرتان می خواهد. در واقع او سعی می کند احساسات تحریک شده شما را کنترل کند بدون اینکه هیچ نوع درگیری ای پیش بیاید.

 

 

گاهی کسی که بیش از اندازه هتاکی می کند، سعی دارد تا فرد مقابل را گناهکار و خطاکار نشان بدهد و رفتار زشتش را در پشت خطای دیگری پنهان کند. همسرتان می گوید «از بس غر می زنی و به همه چیز ایراد می گیری باعث می شی من دهنمو باز کنم» شما با خودتان می گویید «پس حق داشته به من توهین کند چون من باعث عصبانیتش شدم» شما فراموش می کنید که خطای دیگران مجوزی برای توهین و تحقیر نیست و همیشه راه حل های مسالمت آمیز دیگری نیز وجود دارد و نیازی به فحاشی کردن نیست!

نکته قابل ملاحظه این است که اگر همسرتان در برابر جمع به شما احترام بگذارد و عشق و علاقه اش را نشان بدهد ممکن است شما تحت تأثیر قرار بگیرید و زبان تند و بی رحمانه او را در خلوتتان نادیده بگیرید و دیگر به این مسئله فکر نمی کنید که شاید این خوب جلوه کردن در جمع فقط وسیله ای برای کنترل شما و خلع سلاح کردنتان باشد برای اینکه هرگز نتوانید ادعا کنید همسرتان شما را آزار می دهد. زیرا دیگر چطور می توانید ثابت کنید که او شما را همیشه «عزیزم» خطاب نمی کند؟

 

نوع دیگر خشونت کلامی، عصبانیت های غیرقابل کنترل همسر است. در مواردی که بسیاری از افراد می توانند خشمشان را کنترل کنند و با آرامش به دنبال راه حل مشکلاتشان باشند اگر همسرتان عصبانیتی مهارنشدنی و غیرعادی داشته باشد و نتواند یک مکالمه عادی را پیش ببرد او مبتلا به خشونت کلامی است.

 

بیش از اندازه انتقاد کردن و تحقیر نظرات دیگری نیز یکی از انواع خشونت کلامی است. اگر همسرتان با همه نظرات شما مخالفت می کند و با لحنی تحقیرآمیز جوابتان را می دهد و در عین حال سعی می کند نظرات خودش را بهتر جلوه بدهد طوری که شماهم همه حق را به او بدهید او خشونت کلامی را در قالب کلماتی مناسب تر استفاده می کند.

 

 

ممکن است همسرتان هیچ فحشی ندهد اما دربرابر هر نوع اظهارنظر شما فریاد بزند و با دعوا و داد و بیداد با شما مخالفت کند. او ممکن است آنقدر داد و هوار کند که شما احساس کنید اصلاً حق نداشتید حرفی بزنید.

سکوت! سکوت می تواند یک نوع خشونت باشد. گاهی همسرتان شما را لایق همکلامی نمی داند و اصلاً به خودش زحمت واکنش نشان دادن نمی دهد. با یک لبخند سرد و یا سر تکان دادن شما را وادار به سکوت می کند و به طور ضمنی به شما القا می کند حرف هایتان بهایی ندارد.

 

 

تمسخر نیز نمونه بارز خشونت کلامی است. شما می توانید به راحتی بفهمید که همسرتان از گفتن «دست پختتم که به مامانت رفته» تمسخر و تحقیر را بفهمید و او هم می تواند با گفتن «باور کن شوخی کردم» توهینش را توجیه کند. کمی چاشنی خنده می تواند شما را از این مرحله عبور بدهد. این ظرفیت روحی شماست که یا این نوع خشونت ها را نادیده می گیرد و یا در پس زمینه ذهنتان نگه می دارد.

متاسفانه بسیاری از کسانی که مورد آزار خشونت های کلامی قرار می گیرند راه های مبارزه و درمان آن را نمی دانند و این شرایط را می پذیرند و در یک چرخه بیمارگونه عشق و محبت، هتاکی و خشونت به زندگی زناشویی شان ادامه می دهند. درحالیکه پذیرفتن این نوع زندگی فقط نادیده گرفتن احساسات و تجربه خوشبختی است. اگر شما در چنین چرخه ای گیر افتاده اید باید یاد بگیرید که چگونه یک زندگی درست به همراه سلامت روانی داشته باشید بدون اینکه موردخشونت قرار بگیرید. البته در مواردی که همسرتان تلاشی برای اصلاح رفتارش نکند، خشونت کلامی هرگز از بین نمی رود و در نهایت ادامه این نوع زندگی حاصلی جز افسردگی، از دست رفتن اعتماد، خودباوری و فاصله گرفتن از خوشبختی نخواهد داشت.

 

در بعضی از موارد مشاوره برای یافتن راه حل کارساز است اما از آنجایی که مشاور در همه لحظات یک زندگی حضور ندارد تا همه این رفتارها را اصلاح کند نمی توان تنها به راهکارهای مشاور تکیه کرد. موارد زیادی هست که ممکن است از دیدرس مشاور یا رفتاردرمانگر پنهان بماند زیرا همانطور که فردی که خشونت کلامی دارد می تواند همسرش را کنترل کند، می تواند طوری رفتارکند که مسیر قضاوت مشاور را نیز کنترل کند و حقایق را از او نیز پنهان کند.

شاید ناامید شده اید و چاره ای نمی بینید جز اینکه با این وضعیت کنار بیایید. اما یادتان باشد که این زندگی شماست و اگر یک بار با انتخابی غلط منحرف شده است نباید همیشه تاوان آن را با ادامه یک مسیر اشتباه بدهید. زندگی موهبتی الهی و ارزشمند است وقتی شما تسلیم مشکلاتی نظیر این نوع خشونت های خانوادگی می شوید درواقع حرمت انسانی خود را به باد می دهید و اجازه می دهید دیگران ارزش شما و زندگی تان را نادیده بگیرند. اگر می بینید اسیر آزارهای روحی دیگری شده اید به خودتان و شریک زندگیتان کمک کنید تا از این وضعیت نجات پیدا کنید.

 

 


چه کنید و چگونه واکنش نشان بدهید؟

وقتی همسرتان یعنی کسی که از هر فردی به شما نزدیکتر است خشونت کلامی دارد بعد از مدتی در شما این احساس ایجاد می شود که شما و احساساتتان مهم نیستید. اعتماد به نفستان را از دست می دهید و خودتان را مسئول هر اشتباه و خطایی در زندگی زناشویی تان خواهید دانست. بدترین حالت این است که باور کنید لایق این توهین ها هستید. وقتی همسرتان طاسی سرتان را مسخره می کند باور می کنید که مرد جذابی نیستید و همسرتان نیز خیلی بزرگوار است که شما را تحمل می کند. اما زمانی که می فهمید مشکل از شما نیست و این همسرتان است که دچار بی عفتی درکلام و افکارش است می توانید برای رفع مشکلتان اقدام کنید. این نکات می توانند به شما برای پیداکردن راه حل مفید باشند.

 

اولین نکته ای که باید بدانید این است که «خشونت» هیچ توجیهی ندارد و هیچ کس حق ندارد با اعمال زور و قدرت دیگری را آزار بدهد. حق شما نیست که یک نفر نسبت به شما سلطه داشته باشد و آزارتان بدهد.

نسبت به خشونتی که می بینید واکنش نشان بدهید. همسرتان باید بداند که رفتار، جملات و حرکاتش شما را ناراحت می کند او را نسبت به حقوقتان آگاه کنید. طوری رفتار نکنید که او خودش را پیروز این میدان بداند و فکر کند بازی را با عقب نشینی شما برده است.

 

اگر همسرتان در حالت های عادی فردی منطقی، آرام و دوست داشتنی است می توانید از او بخواهید تا رفتارش را اصلاح کند. می توانید با همراهی هم، زمانی که او شروع به توهین و تحقیر می کند به او هشدار بدهید و کلمات جایگزین را یادآوری کنید.

با توافق هم، از مشاور و رفتار درمانگر کمک بگیرید. راهکارهای مشاور برای کنترل خشم، عصبانیت و یا شوخ طبعی آزاردهنده می توانند بسیار کارساز و مفید باشند.

 

هرگز در خشونت های همسرتان همراهیش نکنید. برای اینکه به او بفهمانید که هتاکی می کند و شما را آزار می دهد نباید با مقابله به مثل پاسخش را بدهید. هر واکنش تند شما به رفتار همسرتان به معنی پیروزی او است زیرا او را به هدفش که آزار شما یا تیکه انداختن و تحقیراست نزدیک می کند.

 

 

نتیجه رفتارش را به او تذکر بدهید. او را نسبت به فرزندانتان حساس کنید. به او یادآوری کنید که رفتار و طرز صحبتش الگوی فرزندانتان قرار می گیرد. اگر فرد معقولی باشد کمی به نتایج عملش فکر می کند.

 

درمواردی که خشونت و آزارهمسرتان شدید و غیرقابل کنترل است می توانید آن را با خانواده و یا دوستانتان مطرح کنید و احساساتتان را بیان کنید. آنها با شناختی که از شما دارند می توانند همراهیتان کنند و راه حلی را نشانتان بدهند.

اگر خشونت کلامی با آزارهای جنسی و جسمی همراه است و همسرتان برای درمان خودش هیچ همکاری و کمکی نمی کند لزومی ندارد بمانید و تحمل کنید. امنیت روانی، جسمی و عاطفی شما فراتر از حفظ رابطه ای است که درآن هیچ چیز جز آزار و اذیت وجود ندارد. به ویژه اگر فرزندانی داشته باشید که در معرض این خشونت ها قرارداشته باشند و از خشونت های این رابطه آسیب ببینند باید به شکل جدی تری به این مسئله فکر کنید.

 

ادامه زندگی با فردی که خشونت طلب است به ظرفیت های روحی شما بستگی دارد. چقدر حاضرید هزینه کنید؟ چقدر انرژی برای اصلاح رفتار او دارید؟ تحمل و امید شما چقدر است؟ دلایل و انگیزه های شما برای حفظ این رابطه چیست و تا چه اندازه عقلانی و ارزشمند است؟ کسی که تعیین می کند این زندگی باید ادامه پیدا کند و یا تمام شود شما و همسرتان هستید.

جدایی آخرین راه حل است. وقتی همسرتان با گفتگو، همراهی، مشاوره و هشدارهای شما تغییری در رفتارش نمی دهد می توانید به گزینه جدایی فکر کنید. این نتیجه ای است که ممکن است مشاور و یا حتی خانواده و دوستانتان نیز به آن برسند و به شما پیشنهاد بدهند.

 

 

ریحانه دوستدار

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه