شتر ديدي ، نديدي

شتر ديدي ، نديدي - تصویر 1

مردی در صحرا بدنبال شترش می گشت تا اینکه به پسر با هوشی برخورد . سراغ شتر را از او گرفت . پسر گفت : شترت یک چشمش کور بود؟ مرد گفت: بله . پسر پرسید : آیا یک طرف بار شیرین و طرف دیگرش ترش بود ؟ مرد گفت : بله . حالا بگو شتر کجاست ؟‌پسر گفت من شتری ندیدم .
مرد ناراحت شد و فکر کرد که شاید این پسر بلائی سر شتر او آورده و پسرک را نزد قاضی برد و ماجرا را برای قاضی تعریف کرد .
قاضی از پسر پرسید . اگر تو شتر را ندیدی چطور مشخصات او را درست داده ای ؟
پسرک گفت : در راه ، روی خاک اثر پای شتری دیدم که فقط سبزه های یک طرف را خورده بود . فهمیدم که شاید شتر یک چشمش کور بود .
بعد دیدم در یک طرف راه مگس بیشتر است و یک طرف دیگر پشه بیشتر است . و چون مگس شیرینی دوست دارد و پشه ترشی را نتیجه گرفتم که شاید یک لنگه بار شتر شیرینی و یک لنگه دیگر  ترشی بوده است .
قاضی از هوش پسرک خوشش آمد و گفت : درست است که تو بی گناهی ولی زبانت باعث دردسرت شد . پس از این به بعد شتر دیدی ، ندیدی !!
این مثل هنگامی کاربرد دارد  که پرحرفی باعث دردسر می شود . آسودگی در کم گفتن است و چکار داری که دخالت کنی ، شتر دیدی ندیدی و خلاص .

 

شتر ديدي ، نديدي - تصویر 2

 
ما هرکجا که زندگی میکنیم در زبان و گویش و منطقه خودمون ضرب المثل هایی داریم
 
اگر لطف کنید و ضرب المثل های خودتون رو برای ما به این صورت بنویسید یا داستانشو بیان کنید
 
ما هم اونا رو نتشر میکنیم به نام خودتون و باعث میشه که زبان و گویش و منطقه خودتون رو به بقیه بیشتر معرفی کنید و....
 
 
یک دنیا سپاس گذاریم از همه شما عزیزان
و منتظر نوشته های شما هستیم
 
 
 
مهدی پویان
گردآوری:مجله اینترنتی دلگرم

 

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه