ضرب المثل آستين نو بخور پلو

ضرب المثل آستين نو بخور پلو - تصویر 1

 

روزی ملا نصرالدین به یک مهمانی رفت و لباس کهنه ای به تن داشت . صاحبخانه با داد و فریاد او را از خانه بیرون کرد .

او به منزل رفت و از همسایه خود ، لباسی گرانبها به امانت گرفت و آنرا به تن کرد و دوباره به همان میهمانی رفت .

اینبار صاحبخانه با روی خوش جلو آمد و به او خوش آمد گفت و او را در محلی خوب نشاند و برایش سفره ای از غذاهای رنگین پهن کرد .

ملا از این رفتار خنده اش گرفت و پیش خود فکرد کرد که این همه احترام بابت لباس نوی اوست .

آستین لباسش را کشید و گفت : آستین نو بخور پلو ، آستین نو بخور پلو .

صاحبخانه که از این رفتار تعجب کرده بود از ملا پرسید که چکار می کنی .

ملا گفت : من همانی هستم که با لباسی کهنه به میهمانی تو آمدم و تو مرا راه ندادی و حال که لباسی نو به تن کرده ام اینقدر احترام می گذاری . پس این احترام بابت لباس من است نه بخاطر من . پس آستین نو بخور پلو ، آستین نو بخور پلو ..

 

 

 
ضرب المثل آستين نو بخور پلو - تصویر 2
 
 
ما هرکجا که زندگی میکنیم در زبان و گویش و منطقه خودمون ضرب المثل هایی داریم
 
اگر لطف کنید و ضرب المثل های خودتون رو برای ما به این صورت بنویسید یا داستانشو بیان کنید
 
ما هم اونا رو نتشر میکنیم به نام خودتون و باعث میشه که زبان و گویش و منطقه خودتون رو به بقیه بیشتر معرفی کنید و....
 
 
یک دنیا سپاس گذاریم از همه شما عزیزان
و منتظر نوشته های شما هستیم
 
 
نویسنده و طراح:مهدی پویان
گردآوری:مجله اینترنتی دلگرم
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه