نوشته‌هایی با برچسب "درد دل مرد"

درد دل خواندنی مرد ایرانی با زن هموطنش: درد دل خواندنی مرد ایرانی با زن هموطنش:

پیاده از کنارم گذشتی و اخمت سهم نگاه مشتاق من بود و لبخندت نصیب. ‏ آنکه سواره بود!‏. سواره از کنارم گذشتی و مرا اصلاً ندیدی و کرشمه ات را به آنی ارزانی. ‏ دادی که قیمت ماشینش از خونبهای من بیشتر بود. در صف نان صدای لطیفت نانوای خسته را به وجد آورد و نوبتم را گرفتی و. ‏ بروی خودت هم نیاوردی. زیر باران خیلی قبل تر از تو منتظر تاکسی بودم اما ماشین که آمد آب گل. ‏ آلود را بر من پاشید و جلوی تو ایستاد. در تاکسی که نشستم آرزو کردم کنارم ننشینی تا اگر ماشین تکانی خورد. ‏ و به تو خوردم، حیوان خطابم نکنی در جواب عذرخواهیم. در اتوبوس بین ما نرده آهنی بود

درد دل خواندنی زن ایرانی با مرد هموطنش: درد دل خواندنی زن ایرانی با مرد هموطنش:

درد دل زن ایرانی با مرد هموطنش …‏. پیاده از کنارت گذشتم، گفتی: "قیمتت چنده خوشگله؟"‏. سواره از کنارت گذشتم، گفتی: "برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!"‏. در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود!‏. در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود!‏. زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی!‏. در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من!‏. در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی!‏. در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلندگفتی: "زهر مار!"‏. در خیابان دعوایت شد و ت

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه